السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

137

تفسير الميزان ( فارسي )

اين است كه چند وقيه پول طلا نزدش مانده بود دلش نمىخواست شب آنها را نزد خود نگهدارد لذا همه را صدقه داد ، و چون صبح شد چيزى در دست نداشت ، و اتفاقا سائلى مراجعه نموده و چيزى خواست ، و وقتى فهميد چيزى ندارد آن جناب را ملامت كرده و حضرت غمناك شد ، زيرا از يك سو چيزى در دست نداشت و از سوى ديگر چون دلسوز و رقيق القلب بود ، از وضع مرد متاثر شد ، لذا خداى تعالى وى را به وسيله اين آيه مؤدب نمود كه : * ( « لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً . . . » ) * خاطر نشانش كرد كه چه بسا مردم از تو درخواستى كنند كه اگر عذر بياورى عذرت را نپذيرند ، پس هيچوقت نبايد همه آنچه را كه در دست دارى به يك نفر بدهى و دست خالى بمانى « 1 » . و در تفسير عياشى از ابن سنان از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در تفسير : * ( « وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ » ) * دستها را در هم قفل كرد و فرمود يعنى اينطور ( و دست خود به گردن حلقه كرد ) و در ذيل جمله * ( « وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ » ) * كف دست خود را باز نموده و فرمود يعنى اينچنين « 2 » . و در تفسير عياشى از ابن سنان از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى مىگويد : خدمت آن حضرت عرض كردم : « املاق » چيست ؟ فرمود : املاق به معناى افلاس است « 3 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از قتاده و او از حسن روايت كرده كه در ذيل آيه * ( « وَلا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً » ) * گفته است : رسول خدا ( ص ) بارها مىفرمود : « بنده خدا در حينى كه زنا مىكند ايمان به خدا ندارد ، و در حينى كه بهتان مىزند ايمان به خدا ندارد ، و در حينى كه دزدى مىكند ايمان به خدا ندارد ، و در حينى كه شراب مىخورد ايمان به خدا ندارد ، و در حينى كه خيانت مىكند ايمان به خدا ندارد » پرسيدند : يا رسول اللَّه به خدا سوگند ما خيال مىكرديم اين كارها با ايمان سازگار هست ، رسول خدا ( ص ) فرمود اگر يكى از اين كارها از آدمى سر بزند ايمان از قلبش بيرون مىرود ، و اگر توبه كند توبه اش قبول مىشود « 4 » . مؤلف : اين حديث به طرق ديگرى از عايشه و ابى هريرة نيز روايت شده ، و از طرق

--> ( 1 ) فروع كافى ، ج 5 ، ص 67 ، ح 1 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 289 ، ح 60 ، با اختلاف در سند . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 289 ، ح 63 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 179 .